[ محاربهء عبد الرضا خان با بلوچ در چاه خاور ]
ذكر منازلت نواب اشرف و الا با طايفهء ضالهء « 1 » بلوچيه سه فرسخ بالا سر چاه خاور و تجرع آن زمرهء شقاوت اثر صهباى عطب و هلاكت از ساغر كيفر نواب اميرزادهء مظفر اشرف و الا « 2 » در تصاريف سال يكهزار و دويست و سى و اند نير كه مهر اقتدار شاهزاده از خاور حكمرانى يزد شارق بود منهيان اعلان رأى مبارك داشتند كه فوجى از طايفهء بلوچيه از گردهكوه « 3 » گذشته به سمت چاه خاور كه واسطهء مسافت ما بين دار العبادهء يزد و قصبهء بافق است متوجه گشتهاند كه به قطع سبيل و نهب اموال خامل و نبيل پردازند .
شاهزاده را چون به تجربت و قياس و دالت و آلت حدس و حواس حقيقت اين معنى بر پيشگاه خاطر به درجهء انكشاف رسيده بود كه سهل و حزن مسالك و معابر فتح و ظفر بر خصم را جز به اقدام پايمردى و دستيارى و توسط ادنى چاكر خويشتن عبد الرضا خان « 4 » نتوان پيمود آن يكهتاز مضمار شجاعت را با فوجى از غلامان خاص و غلام پيشخدمتانى كه به مزيد تقرب دربار عز اختصاص داشتند روانهء چاه خاور نمود .
بعد از آنكه به وطآت خيول هاموننورد خود را به منزل مزبور رسانيدند به وضوح پيوست كه بلوچيه از آنجا گذشته به جهت امضاى مهم راهزنى به راه كرمان رفتهاند ، لاجرم تلبث روا نداشته رد آنها
هامش
( 1 ) - « اشرف و الا با طايفهء ضاله » بجاى كلمات ديگر تحرير شده است .
( 2 ) - در اصل « نواب اميرزادهء مظفر » بوده و اشرف و الا را بر آن افزودهاند و عبارت به اينصورت درآمده .
( 3 ) - اصل : گردكوه . ( گردهكوه آبادى است . )
( 4 ) - « ادنى چاكر خويش عبد الرضا خان » بجاى عبارت تراشيده و محو شده كتابت شده است .