تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
اقتدار و احتشام گرديده [ و ] انفاد خدمت شاهزاده گشته بود قياس‌گيرى مقياس آن اينست كه بر سر هر دروازه و برجى از دروازجات و بروج حصار شهر و بادگيرهاى دولتسرا و مسجد مبارك معادل پنج شش كله از آهوان برى و بزهاى كوهى كه سرون « 1 » آنها مقدار سه چهار ذراع مكسر بلند و سرهاى سرون بر صفت زلف مجعد خوبان پرپيچ‌وتاب بودى به حكم شاهزاده تماشاى نظارگيان را منصوب مىنمودى . بالجمله يكى از روزها را كه نواب امير مؤيد على الرسم در نخجيرگاه تشريف داشتند دو ساعت به غروب شمس مانده مكارى خبر به عقدا رسانيد كه چهار فرسخ بالاى سر عقدا قافله‌اى را عظيم كه مستكرى دواب من بودند فوجى از طايفهء بلوچ ملاقى [ شدند ] و بعد از تقديم قتل دربارهء يكى از قافله‌گيان [ 234 ر ] كه ذريهء نقطهء دايرهء نبوت بود تمامت اجناس و نقود تجار را كه روانهء يزد مىشد عرضهء نهب و غارت نموده محمول شتران خود ساخته به ايل خود مراجعت نمودند . يكى از مطيفان حضرت خانيت كه متلبث عقدا بود دو اسبه به جهت ابلاغ اين خبر مرحلهء محضر مستطاب مىسپارد و خود را به نخجيرگاه شرفياب حضور مىسازد . بعد از آنكه آفتاب رأى عالى بر ساحت اين واقعه پرتو استحضار مىافكند فورا با معدودى از نوكران خود و غلامان خاصهء شاهزاده بر جناح تعجيل شرايط تعاقب بلوچ به تقديم مىرسانند . يك ساعت به غروب آفتاب مانده كه ميقات فروشدن مهر حيات بلوچيه بود هنگامى كه مطاياى آز خود را از اموال مسروقه گرانبار ساخته متوجه سياه‌كوه بودند با آنها تلاقى [ نموده ] و به تبعيت
هامش
( 1 ) - بالاى سطر دارد : شاخ .