تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
يكى چو چرخش بر فرق بسدين مغفر * يكى چو مهرش بر دوش آهنين خفتان به مجلس اندر آرامش وضيع و شريف * به صدر اندر فرمانده زمين و زمان
پس شيلانى كه همال آن فلك فرتوت را در تصاريف ازمنهء دوران با همهء ديدهاى اختران مشاهده نيفتاده بود كشيده انجمن انجم بهاى حضور مهر دستور را مشحون به عموم علماء و فضلا و تحارير و ادبا و اعزه و اعيان و صدور عظام و شيوخ اسلام و قضاة و اولوا الاحكام ، نموده هريك شرايط تهنيت تشريف مبارك شاهى و تزئين سرير ايالت را به فر قدوم ميمنت ملزوم كما ينبغى به تقديم رسانيدند و عامهء اقربا و ارباب ملازمت و عملجات حضرت كيوان رتبت ، خاصه خواص حضور و نزديكان محفل ارم دستور سروبر به خلعتهاى فاخر و تشريفات لايق آرايش‌پذير ساختند ، و چندان سيم‌وزر و در و گوهر از دست مبارك در محفل ارم مماثل به جيب و دامان اين‌وآن راه يافت كه دامان آسمان كه لبريز جواهر رخشان روشنان است در حذاء آن تهى نمود ، و بدان اندازه خاراى گرانبهاى نفيس به پايمردى خياطت خياطان خاصه مصارف خلعت كسان را بريده و دوخته گشت كه اطلس آبگون فلك را به راستى اگر به جهت مصرف طراز آن همه تشريفات خواستى وفا به عشرى از اعشار آنها گردن نيارستى . بالجمله ايام متتابع و روزهاى متتالى سحاب مدرار دست گوهربار نواب امير مؤيد بر كشتزار حرص و آز ارباب استغنا و نياز مشغول باريدن بود و دقيقه [ اى ] از كار عطا و كرم فارغ نمىنمود .