زمره و فرقهفرقه از اهل شهر و ديه راكبا ماشيا به قدم معاجلت مسلك استقبال تشريف همايون را درنوشتند . وصف موكب داور درياتوان جز به زبان عجز و قصور صورت امكان نتواند پذيرفت . اينقدر بيش نخواهم گفت و بدينپايه فزون در رنعتش نتوانم سفت كه بسيط ساهرهء هامون از اثر سم تكاوران غلامان آسمانى مىنمود ، اهلّهاش به راستى اضعاف مضاعفهء كواكب و فضاى فلك ميناگون از حديدهء اسنه و عوالى نمايندهء هزاران هزار شهاب ثاقب ،
قضائى
هزار بختى در زير كوس رعد آهنگ * هزار گردون در تحت توپ برقافشان
پر از هلال بسيط زمين ز نعل سمند * پر از شهاب فضاى فلك ز نوك سنان
هوا كبود ز زنبورهاى آتشبار * زمين ستوه ز جمازهاى كه كوهان
ز بس سوار مسلح به هرچه كردى رو * نشد مشاهدهات هيچ جز كمند و كمان
ز بس سمند جنبيت به هرچه ديدى باز * نيامدت به نظر هيچ جز ركيب و عنان
پس از آنكه اندام ميمون را به خلعت مبارك شاهى آراستند و قطعهء مورخ وصف الحال را شايسته آمد ،