لمورخه
پنجهء موسى استى تابنده بر طور عظيم * كز شعاعش تيره آمد ديدهاى منكران
يا كه صاحبخانهء عيسىسراى چرخ را * كرده روشن از چراغ خود براى ميهمان
يا به فاران ساطع انوار تجلى حق است * يا كه مهرستى فروزان بر فراز آسمان
[ 225 ر ]
يا كه باشد خلعت زر تار شاه كامبخش * زينتافزاى بر و دوش امير كامران
مع الكواكبة المعهودة ، به عالىسراى ميمون گرائيدند .
قضائى
سرا نه بلكه سپهرى و چاكران اختر * سرانه بلكه بهشتى و خادمان غلمان
جهان ديگرى آراسته ز نعمتها * سپهر ديگرى افراشته ز شادروان
چه بزم جوزا يكسو ز منشيان و دبير * چه برج عقرب يكسوز سركشان ويلان
بهر طرف ز غلامان هزار چون قيصر * بهر طرف ز اميران هزار چون خاقان