النعش بخشيدند و هر طايفه پراكنده به سمتى شده .
عباسقلى خان با دوازده سوار به سمت كرمان فرار [ كرد ] و محمد قاسم خان سردار با پانزده نفر عملهجات خود رايتافراز هزيمت به صوب بم گرديد و توپخانه و زنبوركخانه كه در قلعهء شمش بجا گذاشته بودند كسيب افواج منصوره آمده متصرف [ شدند ] و به يزد نقل و تحويل دادند .
مأثور است كه چون عباسقلى خان دو اسبه به جانب كرمان گريخت و خود را به مأمن ديرين رسانيد كرمانيان از بيم مؤاخذت خديو زمان ابواب منع از دخول بر چهرهء احوال او باز نموده طرق آشتى بستند .
لاجرم ايامى چند در باغ فلان خارج كرمان رايتافراز توقف [ شده ] و از آنجا به پناه خال كسرى همال خود شاهزاده حسينعلى ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس گريخته بدينخجسته تدبير از چنبر سياست پادشاهى خط امان يافت .
محمد قاسم خان به استظهار اينكه همشيرهزادهء او مستحفظ قلعهء بم و مهم اجارت او را با كفايت توأم است بعد از آنكه خود را به قلعهء مزبوره رسانيد [ 214 ر ] اهالى بم همشيرهزادهء او را مقتول و از دخول قلعه ممنوع مىنمايند . لاجرم از بيم جان رايتافراز فرار به جانب سيستان گرديده به طايفهء بلوچيه پيوست .
اگرچه نگارش تتمهء احوال او متضمن فايده نيست ، و لا المدخلية للغرض المسوق له الكلام فيه ، اما به مدلول « الكلام يجر الى الكلام » نگارش
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 641
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٤١