پرش به محتوای اصلی

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحه 629

پدیدآورندگان:

ص۶۲۹
آن نيز در راه سركار خان نثار بايستى . گوهر جان سزاوار ترميص خاك رهگذار مثل نواب مستطاب عالى صاحبكار معدلت آثارى است ، چرا رايگان در راه اين‌وآن به باد دهيم ؟ تطويل چيست ! يك جهت به دست نياز دامان مبارك آن امير كسرى انباز را محكم گرفته شاهد مقصود را بىپرده جلوه دادند و عرض مطلب به اين صراحت كردند كه سركار خان دستورى دهند تا آنچه در قوه داريم به تقاص خون و عرض و مال خود دربارهء اهل و عيال شاهزاده به تقديم برسانيم و يا چشم از اطاعت و انقياد و فرمانبردارى ما بردوخته در ابراز منظور خاطر هرآنچه معمول داريم بر ما خرده نگيرند . نواب امير مؤيد به مقتضاى غايت دانش استمالت آنها را ملزومهء همت درايت داشته از بيم آنكه مبادا هنگامهء [ 210 ر ] عام كار به جائى رساند كه اهل‌وعيال و ذخاير و اموال شاهزاده در معرض تلف وضعيت درآيد و پردهء ناموس نوكران به دست قصد اوباش دريده شود و بواسطهء مؤاخذت پادشاهى داهيهء اعظم از اين پا به دايرهء حدوث گذارد قانون تسليت آنها را از اين قرار ساز كردند كه كفايت اين مهم به عهدهء رعيت پرورى ماست . پس آغاز كار منظور نمودند و مسلك اظهار دقايق اعجاز در امضاى آن مهم كلان به موجبى كه در طى داستان بعد معلوم مىشود به اقدام غايت كارآگهى پيمودند ، كما قال : القائلون للّه دره .