تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
اسباب مسافرت پردازند . پس اجنحة الطيور را به جهت خود و ملتزمين ركاب مستطاب عاريت نموده با غايت مسارعت و معاجلت به كمتر زمانى به پايمردى وطآت خيول هامون‌نورد خود را به دار الخلافه رسانيد . رحل استرواح در ساحت آن خطه فرود آورد و نواب امير مؤيد كامران ابو المعالى عبد الرضا خان را كافل مهم مرزبانى و دافع سهام حوادث [ 209 ر ] آسمانى نموده بجاى خود در يزد نشانيد و هيچ يك از پسران و منسوبان خود را در آن سفر ملتزم ركاب نساخت . از جمله امورى كه سنوح آن در مساق عزيمت شاهزاده برهان نامباركى آن سفر مىنمود خراشيدن صفحهء رخسار احوال ميرزا محمد رضاى منجم‌باشى مشهدى بود از منتسبان علامهء شهيد خراسانى ميرزا محمد مهدى روح اللّه روحه ، به غايت اصالت و نجابت مشتهر و از جملهء سادات صحيح النسب و واقفان رموز اخلاق و ادب به ناخن پرخاش و خشونت . چه معزى اليه را مأمور به التزام ركاب ساخته و بواسطهء عروض عارضهء مرضى مولم انفكاك خدمت مسافرت را به تقديم عذرى پرداخته و از اين راه مورد كمال سخط و غضب سركارى آمده ، چندان به زخم سنان زبان اندام احوالش را مكلوم ساخت كه به التيام جراحات خاطرش مرهمى خوشتر از دعاى زوال دولت شاهزاده نپرداخت . و نيز در حين توجه شاهزاده به طهران ، در اردكان شبى بعد از آنكه فراش نوم مىگسترانند و شاهزاده شرايط استنامت به عمل مى آورد در عالم رؤيا مىبيند كه دستهاى وى را گرفته گوشش را تيغ زدند . چون به زلال تباشير صبح ديده از خواب فرومىشويد استفسار تعبير خواب دوشينه از فاضل اردكانى آخوند ملا محمد على نحوى كه