اطراف علوم تعبير را مستطرف است مىنمايد ، آن جناب به استماع خبر ناخوش آن رؤيا را معبر مىدارد .
تطويل چيست ! چون شاهزاده به مستقر خلافت عظمى رسيد و به جهت قلع مادهء طغيان محمد قاسم خان فوجى از لشكر هداوند را ابو ابجمع خود ساخته سالك طريق مراجعت گرديد از اينكه رسايل فضلا و علماى هر بلد خاصه اصفهان و كاشان مشعر از سوءسلوك و رفتار او كرارا به محضر همايون پادشاهى شرف افتتاح پذيرفته بود اهالى يزد را [ 309 پ ] به استظهار اينكه اين نوبت او را مأخوذ و انتزاع زمام ايالت آن سامان از قبضهء اختيار او خواهند نمود زواياى خاطر به اصناف اميدوارى مشحون [ ساخته ] و با غايت اطمينان مىزيستند از استماع خبر معاودت شاهزاده بناى ثبات خود را به معول وحشت منهدم ساخته سلك جمعيت خود را منعقد و متوجه سراى فضلا و علما و چاره جوئى روز سياه خود از آنها كردند .
بالجمله معادل چهار هزار و هفتصد نفر از فحول زبانآوران آنها فضلا را ذرايع عرض حاجات خود ساخته در پيش انداخته نزد نواب امير مويد آوردند و به سر انگشت غايت اضطراب كه موجب ابراز مكنون خاطر تواند بود برقع از چهرهء شاهد مدعا از اين قرار افكندند كه ما را سامان تحمل شدايد از اين بيشتر در قوه متصور نيست و ديگر فوق اين مقدار صبورى را ياراى احتمال نداريم و از شاهزاده و اتباع و انصار وى تبرى مىجوئيم و در سرآء و ضرآء مسلك مخاصمت و شقاق او مىپوئيم و اگر متوجه اين ديار گردد ابواب ورود بر چهرهء ملتزمان ركاب او مسدود خواهيم نمود و هرگاه در ميدان مقاومت از هزار نفر ما جانبازان يكى جان بهدر برد
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 628
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٢٨