[ دورهء عبد الرضا خان ]
[ قيام عبد الرضا خان ]
وزيدن نسيم اجابت از مهز اغاثت نواب امير معدلت آيت بر شاخسار ملتمس رعيت و اقدام به اخذ و حبس كاركنان و گماشتگان شاهزاده و ازعاج اهلوعيال و اولاد و احفاد و عموم ارباب نسبت وى از ولايت و گماشتن سركار محمد كريم خان به محافظت عقدا و سد طرق عبور سركار اشرف و الا چون نواب امير مؤيد ضاعف اللّه تعالى تأييداته بناى مخاصمت رعيت را با شاهزاده مستحكمتر از آن ديدند كه به پايمردى معول نصايح رخنه در اركان آن توان افكند به مقتضاى كمال فطانت و درايت تا امر منجر به بالاتر از آن نگردد معاونت آنها را ملزومهء همت عالى ساخته لواى امضاى آن مهم كلان افراختند و مصباح مراد رعيت را به استعمال روغن تدبيرى حكيمانه كه روان مدبران عالم بدان هزاران هزار آفرين و زه گفتى فروغى تمام چنان كه مشعل آفتاب روشنى از آن وام مىتوانست گرفت بخشيدند و به عزتى اهلوعيال شاهزاده را از ساحت ولايت مكنوف سلامت از شرور اشرار بيرون [ برده ] و ناموس نوكران را از قصد اوباش مصون و مأمون داشتند كه خرد دانشپژوه انگشت تحير تا ابد بر دهان گرفت و به احدى از كسان شاهزاده خسرانى مالى يا جانى نرسيد .
تفصيل اين اجمال آنست كه در شب شنبه هفتم شهر شعبان المعظم سنهء مزبوره كه خبر ورود موكب شاهزاده به كاشان رسيد سركار [ 210 پ ]