كه شرايط محارست ناموس و اموال او را به تقديم رساند و كمال احتياط نمايد تا اهل خانهء « 1 » او بر حقيقت امر سمت آگاهى حاصل نسازند و به رفع لواى تشويش و اضطراب نپردازند .
و چون حسب القرار سركار اشرف و الا بود كه در تصاريف ايام مسافرت شبها را بر سبيل مناوبه شبى نواب اسمعيل ميرزا [ 211 ر ] و شبى نواب چنگيز ميرزا به مصاحبت سركار و الا عبد الرضا خان به تقديم شرايط كشيك پردازند و نوبت كشيك چنگيز ميرزا بود اسمعيل ميرزا را به منزل برادر دعوت فرمودند تا مهم مشورت كار محمد قاسم خان را به كفايت رسانند .
بعد از حضور پرده از روى كار برداشتند كه رعيت هجومآور شده از شاهزاده و منسوبان او تبرى مىجويند و با ادوات حرب متشمر اراقت دماء رجال و نساء شما هستند . بارى اقرب به صواب آنست كه از اين مكان بيرون نگرائيد . پس مستحفظان به جهت آنها گماشته متوجه نظم امورات ديگر شدند و پيش از اخذ شاهزادگان حسب القرار آدمهاى ايشان را مأخوذ و به مجلس « 2 » روانه مىسازند و باضباطى كه در هريك از بلوكات و توابع از جانب شاهزاده منصوب بودند برحسب امر و الا در همان شب همين روش معمول داشته هريك را به كمال وقوف مأخوذ و بازداشت مىنمايند . چون روز مىشود تمامت اهل بلده و بلوك از زنومرد و صغير و كبير سلك جمعيت خود را منعقد [ مىسازند ] و به هيأت اجتماع مسلك درب خانهء شاهزاده مىسپارند و غريو به طاق گنبد اعلى مىافكنند .
اهالى حرم را بعد از تقديم شرايط استفسار از حقيقت آن ماجرا
هامش
( 1 ) - اصل : خوانه .
( 2 ) - مجلس هم خوانده مىشود .