محمد چينى در مقام سرآب گرگان روزى بعد از تسويهء صفوف سلام و قيام خوانين هريك بجا و مقام [ 192 پ ] خود شاهزاده رو به جانب نجفعلى خان ولد ابراهيم خان بوزنجردى كه همشيرهاش را در حبالهء نكاح داشت آورده عتاب آغاز و قانون خشونت و تقريع ساز نموده قصور خدمت اشرف را بهانه و نائرهء سخط را به هزت نسيم اثبات تقصير به سرمنزل زبانا زبانهور ساختند و نيز ملتفت امير گونه خان ايلخانى كه جاهى وسيع و مجدى عريض و ابهتى كامل مسلم داشتهء هر نبيل و خامل داشت گرديد .
وى را هم بر اين نمط از بادهء عتاب ساغرى چند تجريع فرمود . پس گفت كه اگر در اين دعوى زنان شما را همراه مىآوردم بهتر از شماها خدمت مىگردند و شمشيرى را كه از هفت پشت پيشتر به امير گونه خان ايلخانى به طريق ميراث رسيده و ديدهء دوران نظير آن را كمتر ديده در همان صف سلام از كمر او حكم كرد تا گشودند و به خاصهء خود تصرف نمود .
لاجرم خوانين با يكديگر تمهيد كردند تا در همانجا به اتمام كار شاهزاده پردازند . اسحق خان كه مردى تجربت يافته بود و سخنش در ميان خوانين نافذ مىنمود مصلحت ندانست كه در آنجا به تقديم اين مهم پردازند و اتمام كار او را تا بوزنجرد از خوانين استمهال كرد .
چون موكب و الا وارد آنجا گشت نجفعلى خان بوزنجردى راضى نشد كه در محل او اين امر به تقديم رسد . پس قرار كار را در خبوشان دادند . چون بدانجا رسيدند امير گونه خان در عدم قبول متأسى اسوهء نجفعلى خان گرديد .
شاهزاده چون از وجنات احوال خوانين استنباط آثار غدر و قصد
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 573
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٧٣