خود نمود به مسارعت مسلك ارض اقدس پيمود و در بيست و هفتم شهر شعبان سنهء مزبور وارد مقر حكمروائى خود گرديد . طايفهء اكراد غرهء شهر رمضان المبارك رمهء اسبان شاهزاده را كه در چمن چناران ده فرسخى شهر مشهد به چرا مشغول بودند « چپو » نموده به محاصرهء مشهد پرداختند . و چون اسحاق خان سردار در تربت بود به موجب اعلان خوانين بعد از انقضاء هفت روز از محاصرهء شهر خود را با موازى شش هزار نفر از طايفهء قرائى و غيره ظاهرا به عزم امداد شاهزاده و باطنا به تقويت كار خوانين [ 193 ر ] رسانيد .
شاهزاده محمد خان قاجار سردار نايب را به همراهى ميرزا رضا قلى نوائى كه به افسر وزارت خراسان سربلند بود به استقبال اسحق خان روانه نموده . با كمال اعزاز وارد شهرش ساختند . چون به حضور پيوست مسألت نمود تا اختيار بروج و باره و دروازهجات شهر و دو دروازهء ارگ را باوى واگذارند و به تصرف وى دهند . چون مسألتش درجهء قبول يافت و كسان خود را به استحفاظ آنها برگماشت در چهار باغ نادرى منزل نموده خوانين را داخل شهر گردانيد ، بجز نجفعلى خان كه رعايت جانب احتياط كار را در اردو ماند .
پس محفل مشاورت برپا نمودند و در نفى و ابقاء شاهزاده قرعهء استشاره گردانيدند . چون تأخيرى در اجل وى مقدور بود لاجرم به جهت تعيين رئيسى كه امر و نهيش مطاع ديگران باشد منازعتى در ميان خوانين رخ داد . امير الامراء العظام اسحق خان تربتى سردار مصلحت كار را در آن دانست كه پا از دايرهء موافقت آنها بيرون گذارد و پيرامون مخالفت شاهزاده نگردد . ديگران چون پاى آن امير جليل الاقتدار را
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٧٤