از دايرهء موافقت بيرون ديدند و از ساغر وساطت فضلا كه واسطهء عقد آنها جناب ميرزا هدايت اللّه بود بادهء اصلاح ذات البين كشيدند . در ترك رسوم مخالفت شاهزاده مرائر موافقت سردار را مستحكم نموده پس به هيأت اجتماع به محضر شاهزاده شتافته كشيكچيان را از حواشى و اطراف منزل آن حضرت دور ساختند و شاهزاده را به بارگاه آورده متمكن مسند حكمرانى كرده به تعظيمش قامت دو تا نمودند .
ولى روز ديگر از بيم جان ، هر يكى از خوانين جلالتنشان راه كاشانهء خود گرفته مكنوف سلامت خود را به اوطان مألوفه رسانيدند .
چون پيمانهء عمر اسحق خان پرگشته بود جا تهى نساخت و به كار تفصّى خود نپرداخت و بواسطهء اظهار خدمت خود با اميدى مشوب به بيم شرايط ذهاب و اياب حضور به تقديم مىرسانيد و تارك احوال پسر خود حسينعلى خان را به افسر وزارت شاهزاده مزين گردانيد و يك نوبت [ 193 پ ] او را به رخصت شاهزاده به جهت عرض محاسن خدمات و اخذ جوايز و صلات به دربار همايون پادشاهى روانه نمود . امناى دولت قاهره به احقاق حقوق خدمتگزارى « 1 » وى و پدر اختيار ولايت ترشيز را به وى مفوض و چهار عراده توپ نيز كافل تتميم صلات پادشاهى ساختند .
بعد از آنكه مراجعت نمود و خدمت شاهزاده تشرف جست از قرارى كه تقرير مىكنند چون باد اردو در دماغ داشته دقايق آدابى كه پيش از سفر رعايت مىنمود فروگذاشته در موقف حضور تكيه به دست - انداز ارسى خلوت شاهزاده داده شرايط حكايت طهران والتفات خديو زمان را دربارهء خود به تقديم مىرسانيده . لاجرم به شهود اين اطوار
هامش
( 1 ) - اصل : خدمتگذارى .