رايت اقتدار نواب محمد ولى ميرزا در ساحت يزد انتكاس پذيرفت در آن سرزمين عرش تمكين لواى ارتحال به فردوس برين افراشت .
چون در ايام توقف خراسان و طهران با شاهزادهء معظم بساط مزيد مؤالفت در ميان گسترده داشتند لاجرم بعد از آنكه دار العبادهء يزد مقزّ حكمرانى آن حضرت گرديد به توسط مراسلات عديده و مكاتيب غير محصوره بناى دعوت آن جناب را به موطن مألوف مزيد استحكام بخشودند و فايدهاى بر آنهمه تأكيدات كه در طى مراسلات بخصوص مراجعت آن جناب مىرفت متفرع نديدند .
از نتايج باطن آن جناب اينكه در مبادى مسافرت به مكهء معظمه و مجاورت به عتبات عرش درجات كه يكى از علل عزيمت آن اسفار خير دعاى ، انطفاء چراغ حيات و انتفاء آثار اقتدار نظام الدوله و محمد زمان خان مىتوانست بود شمع حكومت پسر بىنور و بادهء حيات پدر بىزور ماند و آن در عوض گنج حكومت كنج زاويهء خمول يافت و اين از صدر مسند صدارت به پستتر نشيمنگاه زمين يعنى [ 189 پ ] زير خاك شتافت . وكلاى سركار صدارت با يكهتازان مضمار سعادت التزام خدمت چون به ورود مسعود ساحتآراى دار الخلافه گرديد در مبادى احوال سركار اقدس همايون را تكريمى چنان كه شايسته باشد و توقيرى به مثابتى كه رسم قديم را مطابق آيد دربارهء آن جناب به وشايت و سعايت وشاة و سعاة به تقديم نرسيد .
بعد ما كه حقيقت برائت ذمت آن جناب از اشتراك در غوايل واقعهء ولايت مكشوف رأى همايون گشت شرايط اعزاز و توقير و لوازم تعظيم و تكريم دربارهء ايشان على الرسم القديم مبذول فرموده بعد از
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 564
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٦٤