تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
همايون بردند ، و چون امناى دولت قاهره به جهت استكشاف حقيقت امر از رأى صواب‌نماى نقطهء دايرهء صدارت به ارسال مراسلتى تجشم قدوم ميمنت ملزوم آن جناب را با جمعى ديگر از فضلا و خوانين دودمان كريم نواب محمد تقى خان خواهش نموده بودند لاجرم از طبقهء علما محور فلك جامعيت آقا ميرزا عليرضا و شبل بيشهء صدارت نواب ميرزا محمد ، و از سلسلهء خوانين سركار محمد جعفر خان و على عسكر خان و ميرزا فخر الدين احمد و محمد على خان در التزام [ 189 ر ] خدمت فلك رفعت واسطهء قلادهء صدور عظام جناب معارف انتساب عالى صدر الممالك المحروسة ميرزا محمد جعفر ، لازال صدر اريكة المعارف مزينا بتصدره ، عازم محضر همايون « 1 » گشتند . بالجمله آخوند ملا محمد حسين بعد از تشرف به محضر مبارك پادشاهى چون به نشر اضواء فضايل به آفتاب تشبه مىجست لاجرم بعد از تمهيد عتاب و بازخواست قهرمانى به فلك بركشيده گشت و شرايط ضرب به دست فراشان جلد دست دربارهء خود به تقديم رسيده ديد ، و پس از تمادى ايام قهر قهرمانى به تشريف التفات شاهانه و كسوت عفو خديوانه اندام احوال آراسته ، نايب الزيارهء اقدس گشته رخصت توجه به مكهء معظمه زادها اللّه شرفا و تكريما دريافت و به پاى سر به صوب كعبهء مقصود شتافت . بعد از اداى مناسك حج و ادراك زيارت خانهء كعبهء مشرفه روانهء آستانهء مقدس سالار شهيدان [ شد ] و در آنجا رحل مجاورت و بساط تحصيل و تكميل افكنده و گسترده داشت . تا در صروف سالى كه
هامش
( 1 ) - اصل : همايان ( ؟ )