تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
قدم بيرون رنجه فرمودند به تسليت مريدان به مغلّظات ايمان تمسّك جستند كه آخوند را مزاحمتى نمىنمايند و به ترفيه [ 188 پ ] احوال ايشان اشتغال دارند . لاجرم آن طايفه سمت تفرق پذيرفتند و هركسى پى كار خود گرفت . بعد از پراكندگى مريدان ، آخوند را در معرض سياست و عقوبت درآورده چندانكه احصاء اعداد آن در قوهء بيان نباشد شرايط تخفيف و اذلال دربارهء ايشان به تقديم رسانيدند . پس آن جناب را به مضيف مجلس دعوت نموده نزل مقرر ايشان را از آنچه مدلول اين گفته مبين حقيقت آنهاست ، مهيا ساختند : شعر
قيد و سجن و سجيّن و اعظمها * رحم العدى و جفاء من احبّاء
قيد حديد چون آثار جلالت از ناصيهء احوال آن جناب لايح ديد لاجرم سر از قدم ايشان مهما افكن برنداشت و حيّهء ضحاك زنجير چون آن فاضل بىنظير را بر صفت گنج جمشيد از جواهر و نقود علوم ملآن يافت لاجرم خود را به حمايت و حراست گماشت . دو شاخ مانند وشاح دست در گردن ايشان درآورد . چون محمد زمان خان بعد از اخذ آن جناب اعلان حقيقت احوال را احدى به جانب نظام الدوله روانه داشته بود و پدر به طلب مقصرين فرمانى صادر [ كرده ] و مصحوب ميرزا محمد خان با يكصد و پنجاه نفر تركمان روانه داشته در خلال اين احوال برسيدند و آن جناب را با جمعى ديگر كه تقصير كار به قلم داده بودند مصاحب قيد و سلسله همراه خود به دربار
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 562 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى