تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
تفنگ جمعى را مانند سرّ در دل خاك پنهان ساخت و عاقبت در خانهء خود به دست هجوميان گرفتار گشته به دستيارى ضرب تيغ و طعن سنان ايشان روزنها بر كالبد جسمانى كه قفس مرغ روحانى روح بود ترتيب نمود . چون قاصدان غضبان وى را نيم بسمل ساختند لواى مراجعت به مساكن خود افراختند . شباهنگام محمد زمان خان كس فرستاده پيكر او را كه هنوز حشاشه در آن باقى بود به قلعه تحويل دادند و از غايت وحشت و جبنى كه سرپنجهء خاطرش را به نيروى بازوى غلبه ربوده بود خواست تا مسلك فرار پيمايد . آخوند ملا مهدى كرمانشاهانى كه واسطهء عقد حكماى طبيعيين عهد و ارباب منادمت محمد زمان خان مىتوانست بود در مقام منع برآمده مرغّبات درنگ را به ادا مى - رسانيد . روز ديگر كه طاير روح آفتاب بسيج آشيانهء كالبد فلك كرد شاه خليل اللّه قوم غوايت همراه فدائى خود را بىامام گذاشته به سراى جاويد ارتحال نمود . بعد از تقديم مراسم كفن‌ودفن او به طلب قاتلين به گفتهء محمد زمان خان از هر سو شتافتند . آخوند ملا محمد حسين در خانهء يكى از مريدان اختفا جسته ، آقاجانى داروغه راه به سر منزل او برده اعلان محمد زمان خان مىنمايد و خود به اخذ آن جناب مأمور گرديده ايشان را دستگير [ مىكند ] و به قلعه مىرساند . صبح ، مريدان سلك جمعيت خود را منعقد و پيرامون قلعه را مانند دايره احاطه مىنمايند . شمسهء قلادهء مجتهدين عظام جناب آقا سيد حيدر و بعضى از فضلاى ديگر كه در قلعه بودند بعد از آنكه