تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
را به صوب طهران از سركار بيگلربيگى توقع نمود . پس وى را خليع العذار و مسافر آن ديار داشتند و به معلمى على محمد خان مجددا سمت انتصاب يافت و در التزام خدمت او به كاشان كه مقر حكومت على محمد خان بود شتافت . بالجمله محمد زمان خان بعد از تشفيهء غليل خاطر به زلال رياست پنج سالهء يزد بواسطهء تفويض كار حكمرانى آن ولايت به كاركنان نواب مستطاب محمد ولى ميرزا منشور حكومتش طى و رشد اختيارش در آن سامان غى گرديده ، در حينى كه موكب نواب معظم متوجه يزد مىشد بامگاهى « 1 » كه به جهت اداى مكتوبهء صبح حوالى عقدا ملتزمين ركاب پياده گشتند مسموع مسامع مبارك داشتند كه محمد زمان خان بيراهه به استعارهء « اجنحة الطيور » به صوب اصفهان مىشتابد و دو اسبه شرايط سلوك مسلك فرار را به تقديم مىرساند .
هامش
( 1 ) - اصل : بامكامى .