آنكه در مسافرت موكب منصور به چمن سلطانيه از ملتزمين حضور مبارك گشتند رخصت انصراف به ولايت حاصل ساخته تخم مسرت در خاطر قطان بلد به دهقنت حسن مراجعت گشتند .
ميرزا ابو القاسم كرمانى كه واسطهء عقد ملتزمين خدمت صدارت بود به معلمى على محمد خان پسر امين الدوله منصوب و رايت تلبث در طهران مرفوع داشت تا سالى كه قبلهء عالم به جهت نظم مهام اصفهان و اطفاء نايرهء طغيان حاجى هاشم خان لنبانى تشريففرماى آن ديار گرديدند و امين الدوله را بواسطهء بعضى تقصيرات كه در مساق آن احوال بر گردن وى ثابت فرمودند از درجهء اعتبار سابق انداختند و در كنج زاويهء خمول منزوى ساختند .
پس ميرزا ابو القاسم در تصاريف همان سال كه شاهد فرمانفرمائى يزد در حبالهء نكاح احوال سركار اشرف و الا محمد ولى ميرزا بود به موطن مألوف شتافت و شرف خدمتگزارى وكلاى سركار صدارت كما فى السابق دريافت .
و تا خاتمهء كار شاهزاده كه عبارات از سه سال بوده باشد رايت - افراز توقف يزد و التزام خدمت سركار عوارف آثار صدر بود . بعد از آنكه زمام حكمروائى ولايت به كف كفايت كارگزاران « 1 » . . . « 2 » عالى عبد الرضا خان اطال اللّه عهد حكومته درآمد و آبى هم بر روى [ 190 ر ] كار اقبال امين الدوله به هم رسيد و استحكام اساس اقتدارش اضعاف مضاعف اول گرديد به توسط نوشتجات اطلاق عنان ميرزا ابو القاسم
هامش
( 1 ) - اصل : كارگذاران .
( 2 ) - در اصل سه چهار كلمه را تراشيدهاند .