تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
ميرزا محمد جعفر مطلق العنان و خليع العذار مىسازد . خدام آن سركار عوارف آثار بعد از طلوع بر حقيقت ماجرا كما جرى به جهت تنبيه پدر و پسر ، عاليجناب ميرزا ابو القاسم كرمانى را كه كفالت مهم تعليم اشبال بيشهء صدارت در آن اوان در عهدهء اهتمام داشت به اتفاق ميرزا جعفر نويسندهء خود به طلب آنها روانهء پاىتخت داروغه مىسازند . مشاراليهما در حين توجه به صوب مأمور طلاب مدرسهء خان را همراه ساخته به - لحوق مفسده‌جويان ديگر از اهل آن سامان سواد جمعيت خود را مسودهء كواكب آسمان نموده به اين هيأت وارد پاىتخت داروغه مىشوند . بعد از آنكه به تحريك ميرزا ابو القاسم ، عرش شحنهء شهر را بر صفت خاطر عاشقان درهم مىشكنند و اسباب اعتبار او را مانند زلف بتان پريشانى مىبخشند فرمايش مطاع سركار صدارت را به كرسى نشانيده [ 187 پ ] آقاجانى و اكبر را همراه خود ساخته متوجه محضر صدارت مىگردند . در عرض راه گماشتگان محمد زمان خان ، اكبر را به تيزچنگى ربوده در نارين قلعه كه مخيم شادروان نزول و سكون خانى بود متحصن مىسازند . وكلاى حضرت صدارت اكبر را خواسته ، محمد زمان خان از در مخالفت درآمده بناى جواب فرستادگان آن جناب را به سخنهاى درشت گذاشت و يك باره لواى افشاى بغضا و شقاق باطن افراشت . پس پيرامون فراز و نشيب انديشه برآمد تا چگونه كبادهء غلبه بر حريفى كه به نيروى بازوى اقبال سرپنجهء آسمان بر تابيدى كشيدن گيرد .