تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
ساخت كه چون محمد حسين خان آثار مخالفت از ناصيهء احوال اولياى حضرت خانيت نسبت به پادشاه زمان لايح نگريسته مرا به جهت اعلان حقيقت حال به دربار خديو بيهمال بر جناح تعجيل روانه ساخته . همين قدر بگفت و توسن تخويد را مهميز زد و درگذشت . بالجمله وزير چون بار ورود به دار الخلافه مىگشايد واقعهء قتل شاه جنت مكان آقا محمد خان را در قلعهء شوشى [ 162 ر ] بعد از شهود طلعت زيباى شاهد فتح به نهجى كه در موضع خود مرقوم گرديد معلوم مىنمايد و سركار اقدس جهانبانى را جالس اريكهء خلافت و وارث افسر سلطنت عم سكندر حشمت خود مىنگرد . لاجرم پيشكش مصحوب خود را كه به جهت خاقان جنت مكان مستصحب ساخته به خرج عبوديت خديو عصر مىرساند . نخست بواسطهء استماع مقدمهء تنكيل « 1 » و تعذيب آقا بابا سلطان به تفصيلى كه امير - زادهء دولتيار دربارهء او به تقديم رسانيده بودند و وشايت و سعايت محمد حسين خان دربارهء اولياى حضرت خانيت از آن قرار كه مجملى از آن را چاپار در عرض راه اظهار ساخته بود مزاج همايون شهريارى را متغير و نايرهء سخط قهرمانى را شعله‌آور نگريسته تقديم شرايط اصلاح كار را در غايت تعسّر و نهايت تعذر ملاحظه مىنمايد . بعد ما كه مضمون اين گفته را كه از فوايد بعضى حكماست « اذا آخيت الوزير فلا تخش الامير و لا تتفن بالامير اذا غشك الوزير » و نقدى است به محك تجربهء ارباب درايت رسيده به كار مىبرد ، يعنى به قدم كارآگهى مسلك استرضاء خاطر حاجى ابراهيم را كه در آن اوان
هامش
( 1 ) - اصل : تكينل .