[ طغيان فتحعلى خان زرندى ]
ذكر طغيان فتحعلى خان زرندى مرة بعد اخرى و تقلد قلادهء انقياد به دستيارى اصطناع عالى و خاتمهء كار نيابت آن خداوند اقبال لايزالى در صروف آن ايام كسى كه سر از ربقهء اطاعت باز مىزد و عاقبت به قلادهء انقياد متقلدش فرمودند فتحعلى خان حاكم زرند ، كه يكى از بلوكات معظمهء آن ولايت است ، مىبود . تفصيل اين اجمال آنكه معزى اليه از عظماى آن ديار و صاحب قبايل و عشاير نامدار هنگامى كه افسر نيابت آن ولايت با تارك احوال آن [ 162 پ ] اميرزادهء آزاده طرح مؤانست افكند و آن خطه مقر حكمروائى آن حضرت گرديد در زرند رايت طغيان را آسمانرسا [ كرده ] و پا از جادهء انقياد بيرون نهاده به دربار عالى سرقدم ساخته نشتافت و نوبت سركشى را به نام خود بلندآوازه گردانيد . و علاوه بر اين مقدمه دو سه نوبت از اقوام و عشاير و طايفهء افاغنه كه در خبيص و نرماشير « 1 » سكنى گزين بودند سلك جمعيتى منعقد ساخته بر سر كرمان آمد و بعد از تصميم عزايم عالى به تقديم شرايط دفاع او شكست يافته توسن گريز به جانب محكمهء خود تاخت .
تا آنكه عاقبت الامر به دانهفشانى استعمال تدبيرات ، آن طاير وحشى را به دام انقياد و اطاعت درآورده رشتهء اصطناع و احسان برپاى او بسته گردن احوال او را به چنبر خدمت درآوردند و بعد از چندى كه كار خدمتگزارى « 2 » را با رونق تمام مىداشت به تسويلات نفسانى و وساوس شيطانى مجددا رايت خلاف افراشته رافع منصوبهء طغيان گرديد .
هامش
( 1 ) - اصل : خبيث و نرمآشير .
( 2 ) - اصل : خدمتگذارى