استخلاص او را افراخت .
گويند بعد از خلاص او از چوب و احتباس در مجلس يكى از مطيفان حضرت از زبان او كه به گوش خود استماع نموده بود مضمون [ 161 پ ] اين گفته به عرض واقفان حضور رسانيد كه انتهاز فرصتى خواهم نمود و مسلك قصد آن دولتيار خواهم پيمود .
و منقول از بعضى رواة چنان است كه سركار عالى خود بنفسه استماع مضمون اين سخن فرمودند . پس على كلا التقديرين مجددا به ضرب او امر فرمودند و بعد از آنكه اضعاف مضاعف اول او را مضروب و مشلّق ساختند بر حالت او رحمت آورده عفو مجرمان شمول را مقيل عثرات او نمودند . پس صاحب مرتبت آصفى وزير صاحب نظير اصفى ضمير را با اندك تقبلى عازم اردوى شاهى ساخته اصلاح امر را در عهدهء كارآگهى و درايت او فرمودند .
چون وزير به يزد رسيد رحل اقامت محمد حسين خان برادر حاجى ابراهيم شيرازى را به جهت تحصيل وجوه ماليات دار العباده در ساحت آن سرزمين افكنده ديد و بر مراحل خديعت و مكيدت باطنى او با اولياى حضرت خانيت به اغواى سرشناسان ولايت و انحراف آنها از جادهء موافقت آن بزرگوار كما هو حقه مستشعر گرديده از جانب آن امير گردون اقتدار نيز به تقديم شرايط شكايت محمد حسين خان در محضر همايون قهرمانى مأمور آمده متوجه اردو گشت ، و چون مراحل دار الخلافهء طهران را منتصف ساخت چاپارى را ديد كه بر صفت تيرى از شست « 1 » بيرون رفته باشد از جانب محمد حسين خان به جانب طهران شتابان است بعد از آنكه دواعى تخويد را ازو استعلام نمودند مبين
هامش
( 1 ) - اصل : شصت