نگاهدارى وى در حوزهء خدمت مىپيمود .
لاجرم آن دولتيار تا مدت دو سه سال در آن ولايت بياض نهارى به سواد شبى مىپيوستند [ 157 پ ] و در نايرهء شوق دريافت خدمت يگانه پدر پاى مصابرت در ساحت خاطر مىشكستند .
تا آنكه برحسب تمناى اولياى حضرت خانيت آن شهريار معدلتيار شرايط مبادلهء آن اميرزادهء گردون وقار را با برادر صلبى و بطنى خود زين العابدين خان به تقديم رسانيده ايشان را رخصت انصراف به موطن مألوف ارزانى داشت و لواى احضار برادر كهتر را به دستيارى ارسال مكتوبى افراشت .
پس آن اميرزادهء دولتيار به خدمت پدر بزرگوار شتافته تارك احوال را به افسر نيابت ولايت آراستند و عروس ملك را به هر هفت معدلت پيراستند . چون هبوب نسايم تربيت مقبلانهء اولياى حضرت خانيت از گلبن احوال آن اميرزادهء بيهمال گلهاى تخلق اخلاق زاكيه و تأدب آداب پسنديدهء آن بزرگوار بردمانيده بود ، لاجرم در تثنيه حبل المتين عدالت و حسن سلوك با رعيت كه ودايع آفريدگار جل شانه مىباشند بناى كار را به جائى گذاشت كه دست نوشيروان را از وصول به دامان آن كوتاه داشت و به توكيد مبانى احتياط على التوالى از جانب پدر بزرگوار تأكيدات اكيده و قدغنهاى لازمه در رعايت احوال رعيت و اتخاذ مسلك عدالت در ميان ايشان به ظهور مىپيوست ، و به اينقدر اكتفا روا نداشته بنفسه - النفيس در خلوت شرايط استفسار از چگونگى سلوك فرزند ارجمند
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 468
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٦٨