خصالى نيك داشت و مقالى جالب خاطر دور و نزديك . به دانهء شيرين مقالى طاير دلها را در دام آوردى و در حجر كفايت اطفال مهام انام را پروردى .
حديقهء ديانت را به رياحين راست قلمى آرايش مىداد و بر چهرهء زر اعتبار در دار الضرب امانت نقش روزافزونى مىنهاد . فطرتى سليم و سليقهاى در انجام هر مهمى مستقيم داشت . ساحت احوالش مطرح اشعهء انوار التفات خانيت و خلخال تدبيرش زينتافزاى ساق شاهد مملكت [ بود ] ، چنانكه مدارج فطانت و كارآگهيش در مطاوى شرح اين احوال شيئا فشيئا معلوم خواهد گشت .
بالجمله محل ولادت با سعادت اميرزادهء گردون اقتدار قصبهء بافق كه مسقط الرأس پدران امى ايشان است بوده . و تاريخ ولادت آن دولتيار شهور سال يكهزار و يكصد و پنجاه و يك است ، چنان كه يكى از نكتهسنجان عهد ضبط آن سال فرخنده فال را از اين قرار نموده :
بيت
اول شادى است و بزم و طرب * آخر محنت و كدورت و غم
چه اوايل مثلثهء مصراع نخستين كه عبارت [ 157 ر ] از حرف شين و با و طا بوده باشد سيصد و يازده مىشود و به انضمام [ اواخر ] مثلثهء مصراع دومين كه معبر از دو حرف تا و يك حرف ميم است و جمع آن هشتصد و چهل است يكهزار و يكصد و پنجاه و يك بىشايبهء زيادت و نقصان مىگردد .
چون مدارج سنين عمر را به درجهء دهمين رسانيدند كه عبارت