آراسته بود خود را در ظل مظلهء حمايت اين دودمان جليل الشأن رسانيد ، و اگرچه لواى تعدد اولاد ذكور مىافراشت واسطهء عقد پسرانش كه سمت بزرگترى نيز بر ديگر فرزندان داشت ميرزا محمد حسين بود . در مبادى حال هم آثار فطانت و ذكاوت از ناصيهء احوالش لايح و از زمرهء همگنان به وفور درايت و حذاقت ناجح .
لاجرم مشاراليه « 1 » در سلك خدام بندگان علينقى خان منحرط ، و در آن سركار شوكتمدار به تصدى شغل وزارت رايتافراز اعتبار گرديد و روزبهروز به ظهور خدمات با بروز و نمود برپايهء [ 156 پ ] اعتبارش افزود . چنان كه محسود اشباه و مغبوط اقران بود ، و در تابيدن آفتاب تربيت عالى به ساحت احوال وزير و باريدن باران عاطفت متعالى به مزرع آمال آن صايب تدبير از جانب سركار خان دقيقهاى از دقايق اهتمام غير مرعى نمىنمود ، و عندليب حال وزارت بر شاخسار گلبن قابليت اين نغمهء دلكش مىسرود .
قطعه
چار چيز است كه گر جمع شود در دل سنگ * لعل و ياقوت شود سنگ بدان خارائى
پاكى طينت و اصل گهر و استعداد * تربيت كردن مهر از فلك مينائى
با من اين هرسه صفت هست ، ولى مىبايد * تربيت از تو كه خورشيد جهانآرائى « 2 »
زمام حل و عقد امور و نظم مصالح جمهور به كف كفايت وزير مفوض بود ، و انصاف در استيفاى شرايط اين مقدمات يد بيضا مىنمود .
هامش
( 1 ) - اصل : مشاراليه را
( 2 ) - اين قطعه از آثار جلال عضد يزدى است .