پس محمد خان اطراف شهر را محاصره [ كرد ] و راه آمدوشد را بر قلعهگيان يكباره مسدود ساخت و مدت بيست و پنج روز كار محاصره را محكم داشت .
فاما مبعوثين به رسالت نزد جعفر خان ، پس بعد از آنكه مراحل مسافرت را به قدم مسارعت تا ابرقوه سپرده ساحت آن محل را مخيم سراپردهء اجلال جعفر خانى ديدند لاجرم به حضورش [ 149 ر ] شتافته ابلاغ رسالت نموده مفيد و منجح نيفتاد و صورت حصول مدعا در آينه آن رسالت منعكس نگرديده سهل است كه با قاضى سلك « 1 » خشونت و بازخواست پيموده كه تعهداتى كه در ضمن رسالت سابق از جانب سركار خانيت به تقديم رسانيدى چرا به هيچوجه مثمرثمره نگشت و نتيجه نبخشيد .
بالجمله آنها را مطلق نساخته همهجا همراه داشت تا بيست و چهار روز بعد از ورود محمد خان برادرش ، يعنى بعدازظهر چهارشنبهء پنجم شهر محرم الحرام ابتداى سنهء يكهزار و يكصد و شصت و يك « 2 » هجرى لواى ورود افراشت و در باغ مزبور نزول نمود و مانند بناى مضاعف جمعيت خود را در جمعيت برادر مدغم ساخت و عدّت جمعيت هردو از سپاهيان و ساير عمله و اكرهء سلطنت به روايت معتبرين به شصت هزار نفر مىرسيده ، و اگر بيشتر نبوده بالبديهه كمتر نيز نبودهاند .
و ميرزا محمد على و لطفعلى خان كه شعلهانگيز آتش آن فتنه [ بودند ] و از شيراز به همراهى اردو عازم شده بودند به اتفاق ميرزا
هامش
( 1 ) - مسلك هم مىشود خواند .
( 2 ) - غلط است . در اين سال هنوز كريم خان هم به جائى نرسيده بود .
( محبوبى اردكانى )