از صورت احوال مستحضر ساختند و لواى احضارش را با جمعيت خود به محضر مبارك افراختند .
پس حكم قضا بسطت به محافظت دروازجات و بروج و بار [ ه ] ها و نظم امر كشيك نفاد يافت و هريك از خانزادگان عظام را به استحفاظ دروازه معين فرمودند و جمعيتى موفور از تفنگچى شهرى و بلوكى را در تحت رايت اختيار او مقرر داشتند و در بروج نودگانهء حصار شهر هر برجى ده نفر تفنگچى و ده نفر چوبدست شبوروز به كشيك گماشتند و و اختيار مستحفظان بيستگانهء هر برجى را به بزرگتر هر محله تفويض [ كردند ] كه متوجه دزدبگيرى آنها بوده كه شبوروز از استحفاظ برج غافل نمانند .
و بروج هر بدنه را به خانزاده « 1 » [ اى ] كه مستحفظ دروازهء آن بدنهء شهر بود سپرده نيكوبد آن را از چشم او ديدند و گزمههاى سواره به سركردگى خانزادهاى در روز به گرديدن اطراف شهر و استحضار از نظم كشيك دروازه و بروج مأمور ساختند .
و بناى طواف گزمههاى پياده را در مطاف مردرو حصار و معبر شيرحاجى دور خندق در شب نيز با فانوس و مشعل روشن به بزرگترى يكى از درارى آسمان خانيت استوار نمودند .
و افروختن كاسههاى آفتاب و مهتاب را كه انباشته از شوره و گوگرد بود در شب به جهت روشنى بخشيدن اطراف حصار و اعلام از يورش لشكر شقاوت شعار اشارت راندند و فارغ البال در مهد توكل كه عنقريب منتج نتيجهء كفايت كار بود آرميدند .
هامش
( 1 ) - اصل : خانهزاده