گفته « 1 » مسافرت آخرت را بر مراجعت شيراز ترجيح داد . لاجرم اولياى حضرت خانيت به مفاد كريمهء
« وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها »
ميرزا محمد على قاضى يزد و حاجى ميرزا محمد مالميرى را واسطهء ردّ تحيت او ساخته روانهء شيراز فرمودند و قليل اقمشه هم مصحوب آنها هديهء بزم جعفر خانى داشتند و به اسكات او متعهد رسوم انقياد شدند .
چون مشاراليهما مراحل مسافرت را به انتها رسانيده وارد شيراز و مدرك حضور و مبلّغ تعهد و هديه گرديدند اساس دوستى را استحكام داده رخصت انصراف حاصل و مراجعت نمودند ، و الحالة هذه ، تا آنكه ميرزا محمد على و لطفعلى خان روانهء شيراز و مهيج مادهء توجه جعفر خانى به ولايت يزد گرديدند .
تفصيل اين اجمال آنست كه بعد از آنكه مشاراليه از بيم عقوبت عمّ بزرگوار بواسطهء سازش با احمد خان ولد آزاد خان رهسپار [ 148 ر ] طريق فرار گرديده همهجا تاخت تا لواى ورود به ساحت عقدا افراخت و لطفعلى خان عقدائى را كه در آن اوان با شاهد حكومت آن محل هماغوشى مىكرد با خود همداستان ساخته به اتفاق توسن توجه به سمت شيراز انگيختند و چون بار مسافرت به ساحت آن خطهء نزهت آيت فرود آوردند و در محضر جعفر خانى بار يافتند و كار به كثرت تردد انجاميد روزبهروز بناى تحريك او را استوارتر نموده تا آنكه نيّت
هامش
( 1 ) - كذا ، غلط است . ميرزا محمد در زمان آقا محمد خان در اسارت در تهران بسر مىبرد و در سال 1200 به اصفهان رفت و در آنجا درگذشت به كتاب او : « روزنامهء ميرزا محمد كلانتر فارس » چاپ مرحوم اقبال مراجعه شود ( ص 9 ) [ محبوبى اردكانى ]
( 2 ) - اصل : ان