تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
را بر بالاى خانه‌هائى كه اطراف دروازهء مهريجرد « 1 » و برج شاهزاده فاضل است برده كه به قمع آن بدنهء قلعه به دستيارى گلولهاى توپ پرداخته ، پس از آن به يورش لشكر قلعه را تسخير نمايند لاجرم با خود انديشه مىكردم كه اين صدا صداى همان توپهاست كه خالى كرده‌اند . در خلال اين انديشه و خيال آواز بندگان علينقى خان به گوشم رسيد كه برادر كامكار خود محمد حسن خان را مىخواندند تا كليد دروازه برداشته بياورند . معلومم شد كه آن صدا صداى شليك ورود مير محمد خان طبسى بوده كه به دفع دشمن اولياى حضرت خانيت به موجب دعوت خود را رسانيده و خانزادهء عظيم الشأن ارادهء استقبال او دارند كه كليد دروازه را مىطلبند . چون كليد رسيد و درب دروازه مفتوح گرديد و بيرون تشريف بردند از عقب بلافاصله نقطهء دايرهء خانيت با تمامت خانزادگان كه دايره كردار اطراف آن بزرگوار را گرفته بودند به استقبال بيرون شتافتند ، و به اندك فاصله مير محمد خان را وارد ساخته در خانهء خانزاده آزاده علينقى خان مأوا و لشكريان را در نارين قلعهء شهر جا دادند . چون جعفر خان پيش از ورود ميرمحمد خان از عزيمت او مطلع [ شده ] و سه هزار نفر از لشكريان خود را به جلوگيرى او فرستاده [ بود ] كه هرجا به او برخورند با او آغاز محاربه [ كنند ] و دست به ستيز و آويز درآورده مير محمد خان را گرفته به اردوى جعفر خان رسانند ، در عرض راه تلاقى فريقين واقع [ شده ] و بعد از طرح اساس دعوا شكست فاحشى به لشكر جعفر خان داده آنها را رهسپار اردوى خودساخته چند نفر از سركردگان آنها را زنده دستگير [ كردند ]
هامش
( 1 ) - به صورت « مهريز » اصلاح شده است .