تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
غرور را از سر وى بيرون خواهند ساخت ، بعد از اجتماع متفرقهء دلاوران بافق و بهاباد و استماع وصول جمعيت آزاد خان به سردارى شهباز خان دنبلى به ركض الخيل متوجه ساحت خطهء مغصوب [ شدند ] و بعد از آنكه سفينهء عزيمت را در حوالى بلد لنگر اقامت افكندند به تواتر خبر رسيد كه مير رفيع خان از استماع توجه موكب منصور و التزام جمعيت موفور در ركاب فيروزى دستور طريق رعب و هراس را به قدم كم‌دلى درنوشته و وصول جمعيت آزاد خان به سردارى شهباز خان دنبلى به رسم امداد مزيد علت گشته در نيم شبى از بيم جان بيقرار رهسپار طريق فرار ، و متعاقبان او را غنايم بسيار دوچار گرديده است . چون تأديب او منظور نظر آن امير فريدون فربود از فرار او غبار تأسفى بر صفحهء خاطر عاطر نشسته از مضامين منشورات سيد ابو الحسن محمد بن عبد اللّه بلخى يعنى اين فقرات حقيقت انتماء كه « معادات الاغنياء من عادات الاغبياء لان الغنى اعتزاؤه الى اللّه و اعتزازه بصنع اللّه و الغنى معان من اللّه و من عادى معانا عاد مهانا » تغافل فرمودند . ترجمهء اين كلمات تازىنژاد به فارسى به جهت رعايت احوال پياده‌روان وادى فهم عربيت اين است كه با بىنيازان و خدادادگان مسلك دشمنى و بغضا پيمودن از عادتهاى ناستوده و خويهاى نكوهيدهء ارباب غباوت يعنى كودنان سفساف است . زيرا كه خداداده را انتساب به سوى حضرت عز و علاست و ارجمندى او به صنع صانع
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ »
[ 131 ر ] و خداداده يارى كرده شده است از جانب پاك يزدان و هركه با يارى كرده‌شدهء خدا مسلك عداوت و بغضا سپارد فايده نخواهد ديد بجز خورى « 1 » و خذلان . حاصل اين جمل معترضه اينكه آن بزرگوار از تأمل در اين
هامش
( 1 ) - اصل : خارى