از صميم قلب رياست مرا خواهان و اين نورسيده ميهمان را كه به حسرت نزل رياست شماها قدم از راه دور به ميهمانسراى ولايت گذاشته مهربان ميزبان مىباشيد اول وهله مرا خاطرجمعى بخشائيد ، و هرگاه فى نفس - الامر با من مسلك غدر و مكر و مرحلهء نفاق و شقاق خواهيد سپرد نيز پيش از آنكه زمام چاره از كف بيرون رود و آوردنش دوباره در چنگ فارس خرد صورت امكان نپذيرد مرا خبردارى نمائيد كه سر خويش و راه وطن مألوف در پيش گيرم .
چون سخن او به اتمام رسيد مستمعان سكوت نمودند ، يعنى مسلك جواب او را به قدم « السكوت موجب الرضا » پيمودند . ملا على نقى نام كه يكى از نامآوران كدخدايان آن عهد بود غريو برآورد و قانون جواب او را از اين نمط ساز كرد كه كمترين بنده صلاح كار خان را چنين مىدانم كه از راهى كه تشريف آوردهاند دوباره تشريف ببرند .
سلامت جان خود را غنيمتى بزرگ شمرند . لاجرم در سواد شبى به مفاد ، [ 130 پ ]
شعر
و ان انكرتنى بلدة او نكرتها * خرجت مع البازى على سواد
يكران گريز را به سوى مسقط الرأس و مقطع سرّه خود مهميز زده هم تك باد صرصر روانهء كشور خود گرديد . متعاقبان او را از اهل شهر و بلوك چندين سر اسب و قاطر و غنايم ديگر به چنگ آمده غانما به سراهاى خود مراجعت نمودند . اولياى حضرت خانيت به خاطرجمعى اينكه دشمن را بىخود از نشأ شراب غرور در پاى خم غفلت دستهبسته به چنگ آورده به استعمال حموضات نشأشكن سياست و تأديب نشأ شراب