مبارزت رافع لواى سربلندى و گردنفرازى بودند به عزم مدافعت آنها سالك طريق آن قصبه گرديدند و بعد از ورود به آنجا پيش [ 129 پ ] از آنكه بساط مقاتلت مبسوط گردد و رحاى مجادله دوران گيرد به الهام ملهم عنايت ازل و تلقين ملقن تفضل لم يزل مكشوف رأى صوابنماى عالى گرديد كه مير رفيع خان عرب با موسى بيك دهابادى ، قطع اللّه رأسه باسمه ، كه در آن قريه به نفاذ گفته ثانى فرعون در ملك مصر بود طرح سازش ريخته و جماعت اعرابى را كه از قديم الايام رخت توطن به ساحت اردكان كشيده در آنجا سالهاى سال سكنه گزين بودند نيز با خود همداستان ساختهاند كه وجود مسعود اولياى حضرت خانيت را قصدى پيوندند . لاجرم زبان حال آن شاهباز اوج اقبال از گفتهء مؤلف ترانهسنج اين مقال گرديد ، لمؤلفه
زين خصم خانگى به تظلم كجا روم * اشكو اليك بثّى يا جارى اللصيق
از مهبّ تفضل حضرت قدس سامع الشكايا نسايم چارهنمائى كار از اين قرار بر حديقهء اقبال آن امير بيهمال وزيدن گرفت كه صورت احوال را به آزاد خان كه در آن اوان دم از كيهان خدائى ايران ميزد اعلام دارند كه به مقتضاى روابط ودادى كه در ميانه بود به امداد پيش آمده باشد و خود در بافق و بهاباد متفرقهء جنگجويان آن دو محل را در سلك اجتماع درآورده ثوران مادهء جسارت مير رفيع خان را به منضج و مسهل تأديب و تنبيه جمعيت خود و آزاد خان تسكين بخشايند و رايت استيلاى او را در ساحت آن سامان به معاضدت يكديگر منكوس ساخته باشند .