تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
توران و بيابانك و بافرون و اردكان از چهارصد پانصد متجاوز نيست . واسطهء قلادهء رؤساى آن طايفه در هر عهد امير رفيع خان ولد شمشير خان عرب عامرى كه ابا عن جد از صاحبان داعيه و استعداد و جمعيت ، و خلفا عن سلف از خداوندان آثار شهامت و بسالت و شجاعت حقيقت امر به كمال رجوليت موصوف و به فرط رشادت و نام‌آورى در ميان طوايف انام معروف . پسرانش اسمعيل خان و محمد حسين خان هريك شيران بيشهء كارزار و به فحواى ، مصراع
الشبل فى المخبر مثل الاسد
در تهور و دلاورى پدر خويش را نمودار . ممهّد اين مقدمات آنكه مشار اليه در سال يكهزار و يكصد و شصت و شش كه به عبارة اخرى سال ششم جلوس سعادت مأنوس اولياى حضرت خانيت بر بساط گردون سماط ايالت بود به اغواى آقا محسن وكيل رعيت كه وسيط محفل نفاق و نزيل منزل بغضا و شقاق جز او نبود با جمعى از طوايف اعراب به عزم تسخير خطهء دار العبادهء يزد و طرح اساس رياست در آن بلد سر از گريبان جسارت برآورده مراحل توجه به آن صوب را به قدم مسارعت درنورديد . چون رحل نزول در قصبهء اردكان فرود آورد خبر جسارت او را به تصميم عزيمت مسافرت و وصول بدان قصبهء نزهت آيت مسموع مسامع شريفهء خانيه ساختند . لاجرم اولياى حضرت خانيت با جمعيتى كه يكه - تازان مضمار جانبازى و مانند تير جان شكار و بر صفت نى در معركهء
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 388 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى