[ توجه مير رفيع خان عرب عامرى به يزد و حكومت چهل و پنجروزهء او ]
توجه مير رفيع خان عرب عامرى به صوب يزد و غصب حق ايالت آن خطه در تمادى ايام چهل و پنجروز و هزيمت از آن ولايت به استماع وصول سپاه آزاد خانى به سردارى شهباز خان دنبلى به امداد اولياى حضرت خانيت پس از استمداد به مراسلت از جمله طوايفى كه در ميانهء ابناى روزگار به فرط جلادت سمت اشتهار دارند طايفهء اعراب عامرى مىباشند . موطن آنها از قديم الايام الى الآن قريهء شهراب من اعمال قصبهء اردستان و هران و توران كه دو قريه هستند از محال بذرآوند قصبهء مزبوره و به يكدگر سمت نزديكى و اتصال دارند و چند خانوار از آن طايفه در بيابانك كه من جمله قراء سبعهء آن جندق است زمانى است دراز و عهدى ديرباز كه مسلك اقامت و استيطان مىسپارند و نسبت جندق به هريك از سمنان و دامغان و ولايت طبس از ولايات مملكت خراسان و قصبهء اردكان من قصبات دار العبادهء يزد صانها اللّه تعالى عن الحدتان نسبت مركز است به دايرهاى كه هرگاه از آن چهار خط اخراج شود و هركدام به هريك از سمنان و دامغان و طبس و اردكان برسد امتداد آن خطوط چهارگانهء مفروضه بحسب زياده و نقصان متفاوت نخواهند بود . بعبارة اخرى از جندق تا هريك از محال مزبوره مسافت [ 129 ر ] چهل فرسخ راه است بىكموبيش و بافرون كه قريهاى است از قراء قصبهء نائين ، و اردكان كه قصبهاى است از ولايت يزد نزهت آئين نيز محطّ رحال توطن چندين خانوار از آن طايفهء جلادت آثار مىباشد .
و بالجمله عدت خانوارى ايشان در هريك از شهراب و هران و