باطن روى عروس مفاخرت را به غازهء اخذ پيمان هواخواهى آن بزرگوار آرايش داده بود در ظاهر موى شاهد امتنان را به غاليهء تقديم رسوم تعارفات صوريه به رسولان اولياى حضرت خانيت مشكفام مىنمود . روزها تتابع نمودند و شامها مسلك توارد پيمودند تا رسولان معزى اليها در ساحتسراى ضيافت بساط توقف گسترده داشتند و ميزبانان ايشان به موجب تأكيدات آزاد خان دقيقهء رعايت آداب احترام و حسن ضيافت را فرونمىگذاشتند .
بعد از آنكه قواعد مؤالفت را استحكام دادند و امور مراودت را انتظام تمام گلزار « 1 » يكجهتى را به اجراى زلال عهود و هبوب نسايم مواثيق سرسبز و ريّان كردند و بساط وفاق در ساحت انجمن احوال دو دولتيار يگانه گستردند و از جانب سعادت جوانب اولياى حضرت خانيت عهد و پيمان از آزاد خان گرفتند كه هرگاه خصمى قوى احيانا قصد دودمان جليل خانيت نمايد و مسلك جسارت پيمايد به جهت دفاع او چندانكه به مقتضاى ضرورت وقت به افراد سپاه حاجت افتد بدون مضايقت به امداد روانه نمايند و مسلك معاونت و مظاهرت را به قدم تقديم اين مهم پيمايند .
لاجرم چون موجبى ديگر به جهت توقف آنها نبود رخصت انصراف حاصل ساخته على شاكلة الصّبا به صوب گلزار حضور باهر النور اولياى حضرت خانيت شتافتند . پس كار موافقت فيما بين آن دو دولتيار يگانه به دستيارى آن فرخنده رسالت رونق تمام يافت [ 128 پ ] و از مهر فروزندهء مظاهرت انوار فوايد بيكران بر ساحت احوال جانبين تافت .
همچنانكه در تصاريف اوقاتى كه مير رفيع خان عرب پا از جادهء اعتدال
هامش
( 1 ) - اصل : گلذار