از قانون پسنديدهء آن سلسلهء عليه باشد به تقديم مىرسانيدند ، و الحالة هذه تا آنكه در شهور سال يكهزار و يكصد و شصت و هشت هجرى در دار العبادهء يزد به فوز لقاى حق فايز و چهار تكبير بر حيات دنيا كه متاع غرورى بيش نيست زده به فردوس عدن كه ما صدق « فيها ما تشتهى الانفس و تلذّ الاعين » است تحويل فرمودند . كالبد شريف ايشان را در مقبرهء جوى هرهر در جوار مرقد شريف قطب الاوليا آخوند ملا محمد جعفر كرباسى رحمه اللّه مدفون ساختند . چون اسم سامى آخوند در ميان آمد متذكر داستانى بديع از مآثر كرامات ايشان شده ايراد آن را لازم دانستم .
شبى در محفلى واسطهء عقد اهل آنكه شيوهاش انكار اين طايفه بود حكايتى كه نص بر كرامت آن جناب باشد ايراد نمود و ابواب مزيد اعتقاد به دستيارى تقريرات خود بر چهرهء مستمعان گشود . چه مسلك علم به غايت خوبى اشيا را به قدم توصيف ارباب انكار آنها توان پيمود [ 93 پ ] ، چه گفتهاند .
مصراع
الحسن ما شهدت به الضرّات
بالجمله بر رقعهاى اظهار انداخت كه وقتى در ورطهاى مهلك افتادم . تفصّى آن را به نذر بر خود واجب ساختم كه پياده عزيمت زيارت خامس آل عبا به تصميم مقرون نمايم . چون از آن ورطه خلاصى يافتم منطقهء قدرت خود را محيط بر ارتكاب آن عمل نديدم .
لاجرم در تحصيل تدبير زمانى دير خايض بحر انديشه بودم و مسلك چارهجوئى آن كار مىپيمودم . شبى در عالم رؤيا زيارت جگرگوشهء زهرا حسين بن على المرتضى فايز گرديده ماجرا « 1 » را به موقف
هامش
( 1 ) - اصل : ماجرى