تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
پايمال دوران نخواهد گرديد و مآثر آن همه عدالت به دامان نسيم و شمال تعلق جسته شهربه‌شهر و دياربه‌ديار روان بود . گفتى سالها با انوشيروان كه واسطهء عقد دادگران دوران بود طفل يك دبستان بوده‌اند و كسب رموز عدالت در نزديك استاد نموده‌اند . تصديق اين دعوى را تقرير مىكنند كه در تصاريف آن ايام فرخنده فرجام كه كافل مهم حكومت بودند به موجباتى كه سابقا اشارتى بدان رفت ابواب ابواب نادريه بر چهرهء احوال اهالى جمهور ولايات محروسهء شاهى باز و خرد « 1 » و بزرگ طحين آسياى مطالبت وجوه ديوانى گشتند و چنان كار بر رعيت تنگ شده كه به ازاى درهم و دينار نقد عمر و حيات گران مقدار خود را مىدادند و از ايشان نمىگرفتند . نواب محمد مؤمن خان به مقتضاى رأفت جبلى و مروت فطرى به محصلان وجوه ديوانى تمسّك [ 92 پ ] سپردند كه مبلغى را كه به رسم ابواب از رعيت مىخواهند بعد از انقضاى مدت بيست روز اگر از رعيت كارسازى شد فبها المطلوب ، و الا به موجب اين تمسّك از خاصهء خود در وجه ديوان اعلى داده خواهد شد . هرچند مواليان حضرت و مخلصان صافى طويت نواب عالى را از ارتكاب آن عمل به تقديم شرايط تحذير پرداختند مفيد فايدتى نگشت و ابواب انصراف عالى از آن راى به درجهء انفتاح نرسيد . چون راه تصدى آن عمل را استفسار نمودند در جواب فرمودند كه يك نفس در معرض عطب و هلاك درآيد در نظر عقل بهتر خواند بود از آنكه نفوسى چند خارج از حيّز حصر و شمار كه در ميانهء آنها اوتاد و اخيار نيز باشند . چون مدت مزبور قريب به انقضا شد
هامش
( 1 ) - اصل : خورد .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 291 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى