[ خوانين يزد ]
[ احوال محمد مؤمن خان ]
ذكر احوال فرخنده فال ميمون هماى اوج امارت نواب غفران مآب محمد مؤمن خان بن الميرزا محمد باقر روح اللّه روحهما آفتابى بود اعراص اقاليم جلال به اشعهء انوار وجودش منور و آسمانى محداثيل و عرق نبيلش قطب و محور ، توثيق اركان كاخ جلالش را اين معنى خجسته ضمان است كه به واسطهء مهترى مرشح نهال اقبال نواب مستطاب خان سعيد مغفور محمد تقى خان است ، نسب منيعش در مساق نگارش احوال نواب محمد تقى خان برادر كهتر ايشان معلوم ناظران [ 92 ر ] خواهد گشت و حسب رفيعش اينكه بعد از آنكه با خال و پدر بيهمال و برخى منسوبان وارد حضور اشرف مىگردند بر ايشان و برادر فرخنده نشان و برخى از منسوبان خلعت ابقا پوشيده رخصت انصراف به موطن خود ارزانى مىدارد . پس برادران نامدار به اتفاق روانهء قصبهء بافق [ شدند ] و رحل توقف در آن ساحت افكنده داشتند ، تا انقراض دولت افغانيه و اشراق آفتاب سلطنت نادر شاه افشار از مشرق بخت خداداد .
پس نواب محمد مؤمن خان اواخر عهد فيروزى مهد خوقنت آن پادشاه فريدون دستگاه به موجب حكم اعلى كافل مهم حكومت دار الامان كرمان گرديده اورنگ ايالت آن سرزمين را به فر قدوم ميمون پايه به عيوق رسانيدند و در بسط كف احسان و محو آثار ستم و طغيان اثارى گذاشتند كه سالهاى دراز و عهدهاى ديرباز دستزدهء حدثان و