حدّت انياب از هم دريد اشرف . . . بود .
تصريح اين كنايات آنست كه بعد از آنكه اعليحضرت خديو گردون اقتدار نادر شاه افشار امر ايران را پريشان ديده طوايف افشار و اكراد و ما بقى ايلات را كه شيران بيشهء ابيورد و درهجز و كلات بودند در حوزهء خدمت خوانده آغاز عدو مالى گذاشت و نخست [ 89 ر ] رايت تسخير مملكت خراسان افراشته بعد از آنكه ملك محمود سيستانى را به قتل و مملكت را به تسخير درآورد اشرف افغان كه در اصفهان رايتافراز سلطنت بود عازم تسخير خراسان گشته چهار جنگ نامى ميان او و اعليحضرت نادر شاه اتفاق افتاد ، اول در مهماندوست ، دويم در سر درهء خوار « 1 » ، سيم در مورچهخورت اصفهان ، چهارم در زرقان شيراز و در هريك نسايم فتح و فيروزى از مهزّ
« إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ »
بر پرچم رايات جهانگشاى نادرى وزيده افغان را سالك ديار عدم ساخت و ولايات متصرفى ايشان را كه از آن جمله دار العبادهء يزد به حيطهء تصرف امناى دولت شاه طهماسب صفوى درآورد .
لاجرم عيسى خان كه به عهد ناپايدار معشوقهء رياست آن ديار قرين كمال استظهار بود با ظهور انتكاس رايت اقبال اشرف و هزيمت او از مملكت ايران از آن معشوقه جدائى جسته تخليه و پىسپار . . .
گرديد و شام تظلم مظلومان به پايان انجاميد .
هامش
( 1 ) - خار