ايام حكومت او ابواب ابواب نادرى بر چهرهء احوال رعيت آن ديار باز و آتش اين حادثه كه حطب آن افعال ناستودهء اهالى ولايات بود شعله از زمين به آسمان رسانيده ، از جمله ابوابى كه به هريك از ولايات محروسه به موجب فرمودهء پادشاهى رسيده بود مبلغ چهار هزار تومان به يزد بود .
اى بسا خونهاى ناحق كه به جهت وصول اين وجه ريخته شد و چه بسيار تنها كه با خاكوخون آميخته گشت . پاى خورشيد طلعتان سيمبر به جهت اخذ سيموزر از فراز فلك تأديب انحطاط نمىيافت . عاشقان زرد رخسار و سيمين تنان ماه عذار را پوست از چهر و بدن به عوض زروسيم مىكندند و دانههاى اشك ستمديدگان را به عوض درّ يتيم مىبردند . اعلى قيمت فرزندانى كه پدران از بيم جان به جهت انجام وجه ابوابى ديوان به غريبان مىفروختند از هزار دينار بيش نبود و بر اين قياس تسعير ساير اجناس را بايد دانست ! چنان كه طلا مثقالى هفتصد دينار و نقره هفت غاز و مس از قرار يك من سيصد دينار ، و بدينقيمت كسى پيرامون بيع آنها نميگرديد .
منقول است كه محمد رضا بيك اعرج به مدلول « ليس على الاعرج حرج » زمام توسن تعدى را به دست شقاوت نفس سپرده در ايصال وجوه ابوابى هرگونه بيدادى كه به خاطرش خطور مىنمود دربارهء مستمندان به تقديم مىرسانيد . سگان برزن و كوى را با خورشيد طلعتان ماهروى همفلك ساخته به ضرب چوب غريو رعد و اشك سحاب از دل و ديدهء آنها فلكفرسا و زمين مجرى مىنمود و مسلك اخذ وجوه ابوابى را به قدم اين گونه سياست و تعذيبها مىپيمود .
هنوز وصول وجه مذكور به انتها نرسيده نجفقلى بيك نامى ترك
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٨٤