تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
بر بساط آسايش ندهم . مقارن اين حال خبر ورود موكب محمودى به كرمان منتشر شد چنان كه تفصيل آن عما قريب نگاشته خواهد آمد . لاجرم از استماع اين خبر وحشت اثر خوف و فزع در درونها راه يافته اهالى يزد كه به جهت حراست اموال و نفوس و محافظت ولايت از تطاول خصم شقاوت مأنوس به هزار گونه جهد و مشقت دامان آن بزرگوار مؤيد و صاحبكار ديرين را به چنگ آورده به جهت خلاصى از تاب حرارت حوادث به مظلهء حمايتش پناه جسته بودند ، با ظهور اين حال معلوم است كه تا جان در بدن دارند و دامان حمايتش را از دست نمىگذارند . لاجرم پروانه‌سان پيرامن آن شمع انجم مروت را گرفته صداها به عرض نياز خود بلند كرده ، آوازها در يكدگر افكندند و فسخ عزيمت اين سفر را از كرم عميمش استدعا و التماس نمودند . از مهب امتثال كريمهء
« وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ »
نسيم قبول درخواست آنها وزان شد و امارت « عرفت اللّه بفسخ العزايم » نمايان و خاطر عاطر از انديشهء مسافرت پرداختند و لواى حفظ و حراست ولايت و رعيت و تفويض امر به حضرت قيوميت افراختند .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 255 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى