[ رسيدن خبر شهادت ميرزا فخر الدين احمد به عنايت سلطان ]
صول خبر شهادت ميرزا فخر الدين احمد به مسامع شريفهء عنايت سلطان و عزيمت تنبيه سركشان كرمان و موجبات فسخ عزيمت آن در تضاعيف اين احوال خبر واقعهء جانگداز و حادثهء غمپرداز شهادت سركار مغفرت آثار ميرزا فخر الدين احمد مسموع مسامع شريفهء سلطانى گرديده گريبان طاقت را به دست توالى هموم چاك و آه تحسر از دل غمپروردشان رهسپار طريق افلاك آمده ، قطرات اشك ، كتواتر الدر من الضرع ، و سيلاب سرشك ، كتعاقب المطر على الزرع ، از ديدهء خونبارشان راه دامان گرفت . عهدى با آتش آه سوزان و آب سرشك روان به تكرار [ 80 ر ] اين مضمون در سراى مصيبتزدگى مىزيستى ، بيت
آتش و آب ار بدانستى كه از گيتى چه رفت * آتش از غم خون شدى آب از حزن بگريستى
بعد از انقضاى ايام مصيبت و اقامت رسوم تعزيت از صدور اين حركت ناهنجار نايرهء غضب در كانون طبيعت سلطانى چنان شعلهور گرديد كه تسكينش به زلال هيچ تدبير جز تأديب كلى آن سركشان صورت امكان نپذيرفت .
لاجرم عزيمت توجه آن سامان و تنبيه زمرهء طاغيان را نصب العين ضمير فرموده به تهيهء اسباب مسافرت اشارت و قسمهاى مغلظه ياد فرمود كه تا دمار از روزگار آن دريوزهگران وادى شقاوت بر نياورم تكيه