تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
ركوب ممنوعش ساختند و دست او را بسته مصحوب خود به قطع مراحل معاودت به مشهد پرداختند . نيم فرسخى شهر كه رسيدند او را بر صاحب آواز « ان انكر الاصوات لصوت الحمير » ، يعنى درازگوشى برهنه نشانيده تارك تخفيف و اذلالش را به كلاه كاغذى آرايش داده با اين هيأت داخل شهرش ساختند و . . . « 1 » با قيدگران تا زمان توجه به طهران پرداختند . پس نواب محمد ولى ميرزا برحسب حكم همايون پادشاهى تارك احوال به افسر واليگرى مشهد آراسته از نيشابور متوجه آن سامان [ 38 پ ] گرديده شش هزار نفر از افواج منصورهء عراقى ملتزم خدمتش گشته ما بقى نادر ميرزا را برداشته متوجه دار الخلافه گرديدند و حسين خان سردار نيز رايت‌افراز توقف و قرار در مشهد بود . تا سال ديگر كه محمد خان قاجار سر به افسر نيابت و سردارى خراسان آراسته روانهء مشهد و او مسلك مراجعت به طهران پيمود و سردار آذربايجان گرديد . چون نادر ميرزا به حضور همايون پيوست به قصاص خون علامهء شهيد مشهدى روح اللّه روحه با پسرش ابراهيم ميرزا و برادرش رضا قلى ميرزا به حكم همايون معروض تيغ آبدار گشتند و محبعلى ميرزا و خالق و يردى ميرزا و سليمان ميرزا و اسمعيل ميرزا و جمعى ديگر از فرزندانش را ديدهاى جهانبين به نشتر قهر از بينائى عاطل ساختند و روز روشن را بر نظر آن سلاله‌گان دودمان عزت چون شب تيره و تار نموده روانهء اصفهان و شيراز داشتند . مزاولت اعمال ظلم و تعدى
هامش
( 1 ) - يك كلمه خوانده نشد .