[ انتزاع قلعهء ترشيز از دست مصطفى قلى خان ]
در بيان انتزاع قلعهء ترشير از قبضهء اختيار مصطفى قلى خان به طريق استمالت به دستيارى وساطت علامهء نجفى اعلى اللّه مقامه مصطفى قلى خان ولد حاجى عبد العلى خان عرب عامرى كه به عزّ معاصرت خديو دارا درايت كسرى عدالت پايهافراز مفاخرت مىباشد زمانى بود دراز و عهدى ديرباز كه ابا عن جد مسلك حكمروائى بلدهء ترشيز را به اقدام مزيد جلالت و فخامت و اقتدار مىسپردى و در مضمار نامآورى و اقبالگوى پيشى از خوانين نامآور خراسان مىبردى و به رسم كهن و قاعدهء مزمن اهل خراسان و بر عادت ساير خوانين آن سامان مهما امكن سر همت به احدى از گردنكشان به صرافت طبع فرونمىآوردى . بعد از آنكه غالب ولايات مملكت خراسان به موجبى كه ذكر شد اولياى دولت قاهره را مستصفى گشته و گردنكشان آن سامان سر به ربقهء اطاعت آوردند و معزى اليه هنوز شبكهء دام مخالفت گسترده صيد قلعهدارى را به دام آورده بود حكم همايون شد تا شاهزاده محمد ولى ميرزا والى مملكت خراسان از افواج قاهرهء شاهى كه ملتزم ركاب خود داشت نگين ولايت ترشيز را در حلقه درآورده شرايط محاصرهء قلعه به تقديم رسانند و انگشترى اختيار آن سامان را كه در انگشت احوال او به عاريت قرار دارد به سليمان زمان رسانند .
چون امتثال حكم قضا محكوم نموده در تجديد بهار عالمآرا با