تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
با مادر بر گردون نشانده ، فريشتگان مىكشند و آواز سازها از آسمان مىآيد ؛ و چون به راهش ببرند ، از آسمان گل [ بارد ] و از زمين لاله رويد ؛ و در آن وقت جملهء زنان حامله به آسانى بار نهند . پدرش برهما ( 1 ) چون او را ببيند كه سى و دو نشان با تمامى دارد ، شادمان و خوشدل شود . بعد از آن چون ميترى ( 2 ) به حدّ بلوغ رسد ، از مردم كرانه جويد و انديشد كه من هراينه آب حيات خواهم ، آنجا كه زادن و مردن نيست ، مردم را از شقاوت و عقاب بازآورم و به سعادت و ثواب رسانم . آنگاه هشتاد و چهار هزار خلق كه همزاد او باشند با او بروند و در بيابانى سير و سياحت نمايند و آنجا در سايهء درختى عالى ساكن شوند ، و در آن موضع هريكى را عصايى و كاسه‌اى و جامعه‌اى و خرقه‌اى از آسمان فرود آيد ؛ و شاخه‌هاى آن درخت به ارتفاع پنجاه فرسنگ باشد با درختان ديگر در آن موضع هريكى را شش فرسنگ بلندى شاخه‌ها باشد . ميترى در زير آن درخت بلند بنشيند . آنجا از حضرت آفريدگار هردو عالم به او وحى آيد ، و نفس او مستعدّ كمالات نفسانى و روحانى شود ؛ و بعد از آن به تربيت مردم مشغول شود ؛ و از هزار پيغامبر كه در بادركلپ ( 3 ) خواهند بود ، اين هفتم باشد . جايگاه دعوت و جمعيّت او صد فرسنگ باشد ؛ دايما بر او گلها شكفته . چون آوازهء انبعاث او به پادشاه شنگ ( 4 ) رسد ، هرچه در قبضهء قدرت و تمليك او باشد ، تمامت بر محتاجان ايثار كند ؛ و او نيز با هشتاد و چهار هزار مردم روى به خدمت ميترى نهد ، و مريد و تابع او شود ؛ و شكاخاتون ( 5 ) و شنك همچنين ، و پدر برهما همچنين . و ميترى در آن حال بر سر جمع گويد كه اين راه كه من نهاده‌ام بحقيقت
هامش
( ( 1 ) .Brahm) ( ( 2 ) .Maitreya) ( ( 3 ) .Bhadrakalpa) ( ( 4 ) .S ? an ? kha) ( ( 5 ) .H ? tu ? n Visakha)