تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
شاكمونى نهاده است ، و خلايق را بر ارادت و محبّت من او انگيخته . و امّتان ميترى ( 1 ) چهارصد كوتى ( 2 ) باشند ؛ و هركوتى صد بار هزار باشد ؛ و او با چندان پيروان در شهر كيتمت ( 3 ) ساكن باشد ؛ و ميترى [ 347 ] ( * ) . . . [ . . . در شهر كيتمت ساكن و مقيم باشند ؛ و فريشتگان در آن حال از بهشت گلى كه نام آن ماندارو ( 4 ) است بياورند و بر سر ميترى و مريدانش نثار مىكنند ؛ واندر ( 5 ) و برهما ( 6 ) از آسمان فرود آيند و ملازم خدمتش باشند ؛ و اهل شهر راه او پاك مىكنند و بر سرش گلفشان مهيّا مىدارند و بوى خوش بخور مىكنند و شادمانى و خرّمى تقديم مىدارند . اندر اين حالت صفت عظمت و حشمت ميترى كند و گويد : سجود كنم ترا و مدح گويم كه توى بزرگ ما كه مردم را بيكبار از دوزخ و ترس و هراس رهانيدى . طايفهء فريشتگان را مقدّم و پيشوا توى . در هنگام آن مقام ابليس مهردت كه ابليس ميترى باشد ، بيايد و هردو دست به رسم [ برگ 56 با ] خدمت در پيش گيرد ، و به ثنا و دعاى ميترى گويد . و برهما كه پادشاه هفت آسمان است هم مبادرت نمايد و ميترى را خدمت و [ ستايش كند ] بعد از آن باتّفاق سؤال كنند كه سرگردان و پريشانيم و در كيفيّت حال معاد و ملجأ و مراجعت از سر كرم جبلّى و مكارم اخلاق فطرى ما را هدايت و ارشاد راه راست كن و به مقصد حقيقى هدايت نماى كه كدام است . ميترى [ براى ارشاد و هدايت ] مجلسى وعظ ايراد كند ، و به عنا و به عذاب اليم تخويف و تهديد نمايد ، و مردم را به هاىهاى بگرياند ، و بر گناه خود متنبّه گرداند تا همه از رنج نادانى و گمراهى خلاص يابند ، چنا [ ن كه ] يكى از جاهلان و نادانان نماند . مردم يك بار عالم و دانا شوند و در دلها كينه و در سينه‌ها حسد نماند ؛ و مردم بيكبار از صفتهاى مذموم پاك و آزاد شوند ، و
هامش
( ( 1 ) .Maitreya) ( ( 2 ) .Koti) ( ( 3 ) .Ketumati) ( ( * ) . برگى از اساس افتاده ، ناگزير از روى نسخهء « با » مىآورم كه مبسوطتر است . ) ( ( 4 ) .Mand rava) ( ( 5 ) .Indra) ( ( 6 ) .Braahm)