تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
و شهرى باشد نام آن كيتمت ( 1 ) كه مدينهء فاضله و جاى نيك‌مردان بود ؛ و از خواصّ آن شهر آن بود كه هرچه دلخواه و آرزو بود حاصل باشد ؛ و صفهاى خانه‌هاى آن شهر از هفت جوهر فلزات . [ 347 ] برآورده باشند بلندى هر يك نيم فرسنگ پر از گلستانها ، و در گلستانها حوضهايى به جواهر مرصّع و مكّلل ، و به گلها و شقايق الوان مزّين ؛ و مرغان آبى در او شناور ، و خندقى عميق باشد گرد آن هفت صف درختان به الوان نشانده مركّب از چهار گوهر ؛ و بر بالاى درختان دامها گرفته و جلاجل و زنگله‌هاى بسيار در آن دامها بسته ؛ و از آن آوازهاى زير و بم و نغمات و الحان دلفريب مىآيد . و در آن شهر پادشاهى باشد سنك ( 2 ) نام ، با فرّ و شكوه و عظمت و شوكت كه در هردو جهان جز او پادشاهى نباشد ، و چهار اقاليم را حاكم بود ، و سپاهش از چهار اجناس خواهد بود از پيل و اسب و پياده و گردون ؛ و هفت گوهرش باشد از پيل و اسب و مرد و زن و خزانه و نفس گوهر شب افروز ، و گوهر حقر كه آن سلاح است و يك هزار پرش باشد ؛ و همه دنيا با سرها دارد ، و سايهء عاطفت و جناح مرحمت بر سر دوست و دشمن يكسان دارد ؛ و مخالفت از ميان خلايق بردارد ؛ و چهار گنج باشدش كه محاسب و مهندس كيفيّت و كميّت او ندانند . و در ولايت كلنگ ( 3 ) پادشاهى بود نام او بنگل ( 4 ) ، يك گنج را نگهبان او باشد ؛ و در ولايت ميستول ( 5 ) ، [ پادشاهى است نام او ] پندق ( 6 ) ، دوم گنج را نگهبان [ و حارس ] او باشد ؛ و در ولايت گندرهر ( 7 ) ، [ پادشاهى است نام او ] ابله‌بت ( 8 ) ، سيوم گنج را گنجور بود ؛ و گنج چهارم را حاكم شنك ( 9 ) باشد در شهر وارنسى ( 10 ) ؛ و اين شهر وارنسى كه اكنون [ از ] بلاد مشهور هند است ، همان شهر