[ ترك [ دنيا ] است و رنجى كه زحمت بسيار نتيجه دارد ، حرص و شهوت و هوا و هوس ؛ و آن طبيب و دارو كه از همه رنجها خلاص دهد مرد كامل است كه او را حكماى هند سمينك سمبد ( 1 ) مىخوانند .
سؤال [ هفتم ] . فريشته باز پرسيد كه آن كيست كه همه خلق واگرفته است و در بند كرده ، و آن چيست كه دوستى دوستان را زايل و باطل كند ، و از چه سبب است كه مردم به بهشت نمىروند ؟
جواب . شاكمونى گفت : نادانى است كه خلق را در بند كرده است ، [ برگ 53 با ] و آنچه همه كس را مطيع خود گردانيده است انصاف است و اقرار به نادانى و عجز و قصور خويش ؛ و آنچه دوستى را زايل و باطل كند حسد است ، و آنچه مردم همه به بهشت نمىروند بخل است و گناه كه بعضى مردم را از بهشت دور كرده است .
سؤال [ هشتم ] . فريشته پرسيد كه دوستان به چه چيز افزون شوند و دشمنان به چه چيز كم ؛ و چه بايد كردن تا به بهشت عدن رسند ، و چه سازند تا به حق رسند ؟
جواب . شاكمونى گفت : از جوانمردى دوستان بسيار شوند ، و به دوستى نمودن دشمنان كم ؛ و از خداىترسى و راستى به بهشت روند ؛ و چون از عقل كلّ بگذرند به حقّ رسند .
سؤال [ نهم ] . فريشته پرسيد آن چه چيز است كه از اسطقسات اربعه كه آن خاك و باد و آب و آتش است تباهى نپذيرد ؟
جواب . شاكمونى گفت : اعمال خير است كه طبيعت و عناصر و اركان را در او تغيير و تبديل آن تصّرفى نيست .
سؤال [ دهم ] . فريشته پرسيد كه كيست آنكه از اين جهان رفته است و هيچ چيز با خود نبرده است ] .
هامش
( ( 1 ) .Samyaksambuddha)